سروده ای از ملک الشعرای بهار در باره محرم

Image and video hosting by TinyPic

در محرّم ، اهل ري خود را دگرگون مي كنند …….از زمين آه و فغان را زيب گردون مي كنند

گاه عريان گشته با زنجير ميكوبند پشت……….گه كفن پوشيده ،‌ فرق خويش پرخون مي كنند

گه به ياد تشنه كامان زمين كربلا………………… جويبار ديده را از گريه جيحون مي كنند

وز دروغ كهنه ي « يا لیتنا كنّا معك» ………شاه دين را كوك و زينب را جگرخون مي كنند

 

خادم شمر كنوني گشته، وانگه ناله ها…….…..با دو صد لعنت ز دست شمر ملعون مي كنند

 

بر “يزيد” زنده ميگويند هر دم، صد مجيز ……..پس شماتت بر يزيد مرده ی دون مي كنند

پيش ايشان صد عبيدالله سر پا، وين گروه …  ……ناله از دست “عبيدالله مدفون” مي كنند

 

حق گواه است، ار محمد زنده گردد ورعلي…   …….هر دو را تسليم نوّاب همايون مي كنند

آيد از دروازه ی شمران اگر روزي حسين، ……….شامش از دروازه ی دولاب بيرون مي كنند

حضرت عباس اگر آيد پی يك جرعه آب، …………….مشك او را در دم دروازه وارون مي كنند

گر علي اصغر بيايد بر در دكانشان …………….درد و پول آن طفل را يك پول مغبون مي كنند

ور علي اكبر بخواهد ياري از اين كوفيان، .     .روز پنهان گشته، شب بر وي شبيخون مي كنند

 

لیک اگر زین ناکسان خانم بخواهد ابن سعد …       …خانم ار پیدا نشد، دعوت ز خاتون میکنند

گر يزيد مقتدر پا بر سر ايشان نهد، ………………خاك پايش را به آب ديده معجون مي كنند

سندی شاهک بر زهادشان پیغمبر است…………..هی نشسته لعن بر هارون و مامون میکنند

خود اسيرانند در بند جفاي ظالمان، …………… بر اسيران عرب اين نوحه ها چون مي كنند؟

Advertisements

1 دیدگاه برای «سروده ای از ملک الشعرای بهار در باره محرم»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s